به نام خدای شهیدان
نام کتاب : قطره ای از اقیانوس قدر
خاطرات رزمندگان دفاع مقدس در ماه رمضان
نویسنده : طاهره معدنی
چاپ اول : تابستان 1384 هجری خورشیدی
تیراژ : 2200 جلد
ویراستار : عبدالله رفیعی
ناشر : امیر محمد
محل نشر : تهران

حسین ملک علایی
دبستان شاهد دهقان –توحید 2
با تئجه به این کهجیره غذایی کم بود تصمیم گرفته ششد ، تمام جیره ها را یکی جمع کند و بصورت دستهجمعی سحری بخوریم ، یکی از بچه ها که ماست زدن را بلد بود . گفت می توانیم با شیرخشکی که از حقوقمان تهیه کررده بودیم ماست بزنیم. و برای اولین بار ماست زدن باشیر خشک را تجربه کردیم و در روز اول سحری با آن ماست شیرخشکی خوردیم و برای افطارنیز سهمیه ناهار خود را که هر نفر شش قاشق برنج درشت نگه داشتیم و چون وسیله گرمکننده نداشتیم ، با استفاده از درب قوطی و تکه ای چوب و برق اردوگاه یک میز برقیدرست کردیم.

محمد رضا بهرامی
دبستان شاهد دهقان
بچه های رزمنده گاهی اوقات بدون خوردن سحری روزه می گرفتند وسهم غذای خود را می بخشیدند گاهی اتفاق می افتاد دو روز یک بار افطار کنند.
می گفتند گرسنگی باعثمی شود حتی لحظه ای از یاد خدا غافل نشویم.
حمید رضا امینی
دبستان شاهد دهقان
یکی از دوستان به منگفت مادرم هر سال در شب بیست و یک رمضان نذر حلوا دارد و از زمانی که مادرم مرحومشده این نذر را من ادا می کردم ، حالا که این جا هستم خیلی ناارحتم که ای کاش میتوانستم نذر مادرم را ادا کنم . من که چهره در هم گرفته دوستم را دیدم به او گفتم: خدا بزرگه ، ان شاءالله نذر تو هم ادا می شود و چند ساعتی در فکر بودم که یکدفعهیادم به جیره نان افتاد .

حسام دهخدای
دبستان شاهد دهقان
خاطره ای از غلامحسین دهخدای موصل یک سال 1361
شب نوزدهم رمضان
شب نوزدهم ماه رمضانکه احیا گرفتیم ، عراقیها حدس زدند که شب بیست و یکم هم همین آتش است و همین کاسهآن شب ، با درست کردن یک ستون چهل نفره ، همه را از داخل آن عبور دادند . رد شدناز بین کسانی که یا چوب در درست داشتند یا چماق ، همه را خونی و مجروح می کردند .

علی قلی طایفه
دبستان شاهد دهقان
این روها مرا به یادجنگ خندق در دوران پیامبر اسلام می اندازد که با یک خرما هم افطار می کردند و همسحری می خوردند مسئول تدارکات گفت اگر خمپاره اندازهای دشمن بگذارند امروز افطاررا همه با هم در چادر فرماندهی باز خواهیم کرد، وقت افطار شد رزمنده ها یکی یکی میآمدند، یکی از برادران گفت بچه ها نماز جماعت فراموش نشود . قبل از افظار نماز راخواندیم سفره را پهن کردند یکی از برادران گفت به به ، آب جوش ، خرما ، چای شیرین، نان ، آش رشته .
دیگری گفت ؛ فقط جایبوقلکوم خالی است همه با هم دعای سفره را خواندیم هنوز افطار را باز نکرده بودیمکه صدای شلیک ضد هوایی ها را شنیدیم و سپس بمباران هواپیمای دشمن آتش گرفته در حالسقوط بود فریاد الله اکبر سر دادم و خدا را شکر کردم که بمب های هواپیماهای دشمنبه سنگرها و چادر فرماندهی اصابت نکرد .
کتابخانه تخصصی دفاع مقدس همدان...ما را در سایت کتابخانه تخصصی دفاع مقدس همدان دنبال میکنید
برچسب: قطره ای از باده های آسمان,قطره ای از باران,قطره ای از دریای قران,قطره ای از فضائل اهل بیت,دانلود کتاب قطره ای ازدریا, نویسنده: بازدید: 152