تا کربلا

خرید بک لینک

بسم رب الشهداء والصدیقین

نام کتاب : تا کربلا

چهل روایت از دلداگی شهدا به سیدالشهداء ( ع ) و شهدای کربلا

مولف : گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

ناشر : شهید ابراهیم هادی

محل نشر : تهران

نوبت چاپ : دوم ( ناشر ) – مرداد ماه 1393

شمارگان : 2500 نسخه

عاشقان امامحسین ( ع )

شهید مهدی شاهدی

پست نگهبانی اش افتاده بود نیمه شب . سر پست نشسته بود و رو به قبله و مراقب اطرافش بود .

تو حال خودش بود . نماز و ذکر و ... با خودش زمزمه می کرد .

ساعتی گذشت . نفر بعدی رفت پست را تحویل بگیرد . دید مهدی با صورت افتاده وری زمین !

خیال کرد رفته سجده ، هرچی صدایش زد صدایی نشنید !

جلو رفت . دید تیر خورده توی پیشونی اش و شهید شده . نحوهی شهادت او خیلی ما را اذیت می کرد ، هم تنها شهید شده بود و هم ما نفهمیده بودیم .

خیلی ناراحت بودیم ، تا اینکه یک شب آمد به خواب یکی از بچه ها و درباره ی شهادت خودش حرف زد و گفت :

« نگران من نباشید ، همین که تیر خورد به پیشانی من ، به زمین نرسیده افتادم توی آغوش آقا امام حسین ( ع ) و ... »

شب جمعه

مادر شهید علی اکبر الوندی میگفت: من فقط شبهای جمعه میتوانستم به بهشت زهرا بروم.
با اتوبوس و هزار سختی و بچه کوچک میرفتم و تا غروب کنار مزار پسرم میماندم. بعد نماز میخواندم و بازحمت برمیگشتم.
یک شب جمعه به خواب من آمد گفت:
مادر، از شما تقاضایی دارم. خواهش میکنم شب جمعه سر مزار من نیا‼️
شبهای جمعه ما در کربلا در محضر آقا اباعبدالله ع هستیم. چندین هفته است که آقا به من میگوید: شما مهمان داری، برو پیش مادرت.

تا کربلا...


آیت الله اراکی (ره) فرمودند: شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مقام نصیبت گردید؟
با لبخند گفت: خیر.
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟ گفت: نه
با تعجب پرسیدم: پس راز این مقام چیست؟
جواب داد: هدیه ی مولایم حسین (ع) است!
گفتم چطور؟

با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند، چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد. سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید.
ناگهان به خود گفتم میرزا تقی! ۲ تا رگ بریدند اینهمه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد.

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین (علیه السلام) آمد و فرمود:
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی. این هدیه ما در برزخ باشد تا در قیامت جبران کنیم!

کتابخانه تخصصی دفاع مقدس همدان...

ما را در سایت کتابخانه تخصصی دفاع مقدس همدان دنبال می‌کنید

برچسب: تا کربلا,تا کربلا راهی نمانده,کربلا تا نجف,کربلا تا مهران,پیاده تا کربلا,نجف تا کربلا اربعین,نجف تا کربلا چند کیلومتر است,فاصله تا کربلا,مدینه تا کربلا,از نجف تا کربلا, نویسنده: بازدید: 106 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 18:25

صفحه بندی