بهشت زیر قدم هایش

خرید بک لینک

بسم رب الشهداء و الصدیقین

بهشت زیر قدم هایش

نویسنده: گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی

انتشارات: شهید ابراهیم هادی

سال چاپ: 1392

قیمت: 4800 تومان

شفا

هيچ خبري از محمد نداشتم. چند سال قبل ناراحتي قلبي من شديد شد. آنقدر كه هيچ كاري نمي توانستم انجام دهم. تا اينكه انتظار من به سر آمد.!
یك شب در عالم رويا پسر من محمد با لباس سپاه ويك اتومبيل زيبا به ديدار من آمد. با هم به بهشت زهرا بر سر مزار حسين، پسر ديگرم رفتيم. آنجا خيلي خلوت بود.
همين كه به مزارحسين رسيديم يكدفعه جمعيت زيادي در كنار ما جمع شده اند. آنها به من ومحمد سلام كردند.
فهميدم آنها شهدا هستند. بعد محمد من را به خانه رساند. واشاره اي به قلب من نمود.
یك دفعه از خواب پريدم، پزشك معالج هم باورش نمي شد. هيچ اثري از ناراحتي قلبي بجا نمانده بود. قلب من ديگر هيچ مشكلي پيدا نكرد...

u200d آبان ماه سال 59 بود.
روز عاشورا آماده شدم تا به هيئت بروم ساعت ده صبح بود .يكدفعه ضعف شديدي در بدنم حس كردم.
گويي جان از بدنم خارج مي شد. همان جا كنار در نشستم.
نفهميدم خواب بودم يا بيدار. يكدفعه محمد پسرم را ديدم كه با فرق خونين روي زمين افتاده! چند روزي ازعاشوراگذشت.
شخصي كه مي گفت از همرزمان محمد است به خانه ما آمد. ايشان گفت:صبح عاشورا با سي نفر از بچه هاي سپاه سر پل ذهاب به عمليات رفتيم. در راه در كمين ضد انقلاب گرفتار شديم . از جمع بچه ها فقط من توانستم از ميان كوه و تپه ها فرار كنم.
بقيه بچه ها به شهادت رسيدند. پرسيدم شما محمد من را ديدي ؟مطمئن هستي شهيد شده؟!
گفت:بله،اتفاقا ايشان را ديدم. گلوله اي به فرق سر او اصابت كرد وروي زمين افتاد پرسيدم چه ساعتي اين اتفاق افتاد؟گفت:حدود ساعت ده صبح!
درست همان ساعتی که من ضعف کردم و...

با تشکر از نشر گروه ابراهیم هادی

کتابخانه تخصصی دفاع مقدس همدان...

ما را در سایت کتابخانه تخصصی دفاع مقدس همدان دنبال می‌کنید

برچسب: بهشت زیر قدم های مادران است,بهشت زیر قدم مادران است, نویسنده: بازدید: 99 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 18:05

صفحه بندی